|
+ نوشته شده در جمعه 1386/07/06 11:23 قبل از ظهر توسط هیراد |
+ نوشته شده در جمعه 1386/07/06 11:14 قبل از ظهر توسط هیراد |
این پست اختصاصی درصد اختصاص به معرفی این عجایب جدید هفت گانه دارد!(جای دیگه پیدا نمی کنید!) بالاخره ببینیم و بدونیم و بمیریم بهتر از اینه که ندیده و ندونسته بمیریم! (حالا عکس هاشونم خوبه!!) نه؟! 1. دیوار چین یک بنای عضیم چینی که ساخت آن حدود ۱۴۰۰ سال، یعنی از قرن دوم قبل از میلاد تا قرن هفدم (میلادی) ادامه پیدا کرد و به منظور مقابله با هجوم اقوام مهاجر عشایر، همچون مغولها، ترکها و هونها ساخته شده بود. شروع ساخت این دژ بزرگ به اولین امپراطوِر چین، یعنی کین شین هوانگ در بین سالهای ۲۳۰ قبل از میلاد تا ۲۰۰ قبل از میلاد بر میگردد و پایان آن در زمان حکومت سلسله مینگ انجام پذیرفت. این بنا با ۶۳۵۲ کیلومتر طول، به این ترتیب از لحاظ جرم و حجم بزرگترین ساختمان جهان میباشد. .: برا ی مشاهده تصویر بزرگ دیوار چین اینجا را کلیک کنید. 2.شهر تاریخی پترا شهر تاریخی "پترا" در اردن محل زندگي قوم نبطيان يا انباط در 400 سال قبل از ميلاد مسيح در دل كوه بوده است . در پترا پايتخت نبطيان ، كه به عنوان "ام الهه" نيز نام بردهاند و در دل كوه كنده شده، دو سيستم آبياري و آبرساني وجود داشته است. گفته ميشود قوم ثمود كه نام آنها در قران آمده اجداد نبطيان بودهاند. پترا در سال ۱۰۶تا ۳۲۴ميلادي به دست روميان افتاد و به يك شهر روم شرقي تبديل شد اما در عصر اسلامي اهميت زيادي به پترا داده نشد و پس از زلزله سال ۷۴۹پترا بكلي فراموش شد و تا قرن ۱۷و ۱۸ميلادي كاملا مفقود بود تا اينكه در سال ۱۸۱۲ميلادي يك جهانگرد سوئيسي به نام جان لوودويك برگهارت كه در مصر زبان عربي را آموخته بود با تغيير نام خود به "حاج ابراهيم" و به بهانه زيارت قبر هارون برادر حضرت موسي(ع) كه در اين منطقه قرار دارد ، يكي از صحرانشيانان عرب را ترغيب كرد تا شهر گمشده پترا را به او نشان دهد و توانست اين شهر را دوباره كشف كند. .: برا ی مشاهده تصویر بزرگ شهر تاریخی پترا اینجا را کلیک کنید. 3.تندیس مسیح بر روی قله ای در برزیل: تندیس مسیح بر روی کوههای ریودوژانیو بنا نهاده شده است! 125 فوت معادل 38 متر ارتفاع آن می باشد که در سال 1927 ساخت آن شروع شده و در سال 1931 ساخت آن به اتمام رسیده است. .: برا ی مشاهده تصویر بزرگ تندیس مسیح اینجا را کلیک کنید. 4.بقایای شهر مانچو پیکچو: بقایای شهر مانچو پیکچو در پرو یکی از جاذبه های گردشگری این کشور آمریکای لاتین می باشد. در 7710 فوت معادل 2350 متر از سطح دریا قرار دارد و در سال 1400 بنا نهاده شده است. .: برا ی مشاهده تصویر بزرگ شهر مانچو پیکچو اینجا را کلیک کنید. 5.هرم چیچن ایتزا: هرم چیچن ایتزا در مکزیک قرار دارد و از سازه های تمدن مایا در سالهای 900 تا 1200 بوده است.این هرم بزرگترین هرم از مجموعه هرم های کوکولکن می باشد.و مقبره خدایان نیز بوده است! .: برا ی مشاهده تصویر بزرگ هرم چیچن ایتزا اینجا را کلیک کنید. 6.آمفی تئاتر کولوسیوم: آمفی تئاتر کلستوم در حوالی مرکز شهر رم قرار گرفته است.که کاربری استادیوم برای مبارزه ی گلادیاتورها برای آن مناسب تر است!! در نبرد گلادیاتورها پنجاه هزار نفر می توانستند این نبردهای عظیم رو مشاهده کنند. البته برای دیگر مسابفات عمومی نیز از آمفی تئاتر کولوسیم استفاده می شده است! .: برای مشاهده تصویر بزرگ آمفی تئاتر کولوسیوم اینجا را کلیک کنید. 7.تاج محل: تاج محل آرامگاه ارجمند بانو ملقب به ممتاز محل، همسر محبوب پنجمین پادشاه گورکانی موسوم به شاه جهان است. ممتاز محل در 1040 ه.ق. درگذشت و آرامگاه او میان سالهای 1049 تا 1065 هجری قمری برپا شد. امپراتور جایگاهی را در کنار رود جمنا برگزید. وی قصد داشت برای خود نیز آرامگاهی در کران دیگر رود و برابر آن بسازد و این دو بنا را با پلی به یکدیگر متصل سازد به نشانه آنکه پیوند او و همسرش از جریان زمان هم در می گذرد. قرار بود که بر خلاف نمای تاج محل که از مرمر سفید بود، آرامگاه شاه از مرمر سیاه باشد. اما سرنوشت بر این شد که آرامگاه دوم هرگز برپا نشود و امپراتور در کنار همسرش آرام گیرد. هنگامی که ممتاز محل درگذشت، امپراتور داغدیده طراحان ، مهندسان و استادکاران را از هند ، ایران و آسیای مرکزی گرد آورد تا آرامگاهی را بسازند که آخرین دستاورد معماری مغولان اعظم گردید. در آرامگاه تاج محل جملگی سنت های معماری آسیای مرکزی، ایران و هند به طور هماهنگ و موزون تلفیق یافته و بیشترین تأکید بر تناسبات هندسی عمارت شده است. این اثر دارای پیشینه های چندی از آرامگاه همایون بوده است. وی که دومین امپراتور گورکانی هند بود به ایران تبعید شد. او در بازگشت به هند، گروهی از هنرمندان ایرانی را با خود به همراه برد. بنا بر این شگفت انگیز نیست که تاج محل از الگوهای ایرانی و میراث معماری هندو بهره گرفته باشد. .: برا ی مشاهده تصویر بزرگ تاج محل اینجا را کلیک کنید. منبع: درصد بلاگ + نوشته شده در جمعه 1386/07/06 11:4 قبل از ظهر توسط هیراد |
خوب باز هم سری به یاهو! می زنیم، کسی پرسیده بود: « این عجایب هفت گانه جهان که می گن چی هستند؟». خوب، این سوال یک خورده جامع است. به عنوان مثال ما لیست عجایب هفت گانه های زیادی داریم. مثلاً آثار تاریخی، آثار مدرن و آثار 100% طبیعی و ... . که من به اختصار این سه تا رو نام می برم. عجایب امروزه آنقدر زیاد هستند که نمی توان در مورد آن ها صحبت کرد. انجمن مهندسین عمران آمریکا لیستی از عجایب مدرن ارائه کردند که نشان دهنده ی موفقیت های هنری قرن 20 هستند. کانال های تونلی ، CN Tower در تورنتو ، ساختمان Empire State ،Golden Gate Bridge، کانال پاناما ، سد Itaipu و کارهای حفاظتی در دریای شمال هلند. + نوشته شده در جمعه 1386/07/06 10:51 قبل از ظهر توسط هیراد |
+ نوشته شده در جمعه 1386/07/06 10:48 قبل از ظهر توسط هیراد |
اين هفت بناي باستاني از آن جهت براي مردم بسيار عجيب به نظر مي رسند که انسانهاي قديم آنهارا با کمک ابزارهاي بسيار ابتدايي بنا نهاده اند وکاري ما فوق دانش روزگار خود انجام داده اند. ویرایش ۲ : عجایب هفتگانه به هفت اثر برتر معماری و مجسمه سازی عصر باستان اطلاق میشود. این هفت اثر ظاهراً اولین بار توسط یک فنیقیایی یونانیالاصل به نام آنتیپاتروس در قرن دوم پیش از میلاد در یک کتاب ثبت شده اما این کتاب نه از نظر هنری ارزشی دارد نه از نظر فلسفی بلکه فقط به منزله کتابچه راهنمایی برای جهانگردان و گردشگران بخصوص گردشگران یونانی بوده است. مشخص نیست که این فرد خودش این آثار را دیده است یا نه. به هر حال آنچه مسلم است این است که وی در زمانی میزیسته که تمام این شاهکارهای هنری سالم و موجود بودهاند و او نمیخواست ویرانهها را به همعصران خود معرفی کند. همین طور آثاری که نسبت به یونان در فاصله بسیار دوری قرار داشتند در کتاب وی ذکر نشدهاند. به این ترتیب آثاری مانند تخت جمشید یا دیوار چین در این فهرست گنجانده نشدهاند. نکته دیگر در مورد این آثار انتخاب عدد هفت برای تعداد آنهاست. دلیل این امر هم مقدس بودن این عدد است. عدد هفت چه در گذشته و چه در حال، برای انسان محترم و مقدس بوده بطوریکه تقریباً در هر گونه تقسیم بندی به این عدد توجه شده است. مانند هفت روز هفته، هفت هنر، هفت خدای یونان باستان و... عجایب هفتگانه جهان نام فهرستی اروپا-محور است که برخی نویسندگان قدیمی اروپا برای بیهمتا فرض کردن تمدن یونان و بخشیدن احساس برتری به اروپائیان آن فهرست و آن نام را درست نمودهاند. بیشتر سازههای ادعایی این فهرست وجود ندارند یا دیگر نیستند. بسیاری از سازههای موجود دیگر جهان مانند دیوار چین و تخت جمشید و آنگکور و دیوار بزرگ گرگان میتوانند در صدر چنین فهرستهایی قرار گیرند. تهیه فهرست کامل عجایب هفت گانه در اصل حدود سده دوم پیش از میلاد کامل شده است و اولین اشاره به تهیه این مجموعه مکتوب در کتاب تاریخ هرودوت آمده است که به سده ۵ پیش از میلاد مربوط برمیگردد. چندین دهه بعد از آن، تاریخ نگاران یونانی درباره بزرگترین بناهای تاریخی دوران خود شروع به نوشتن کردند. از جمله کالیماکوس (Callimachus) - که در ۳۰۵ تا ۲۴۰ قبل از میلاد میزیست - سر کتابدار کتابخانه اسکندریه، «مجموعهای از عجایب جهان» را تهیه کرد. امروز، تمام چیزی که درباره این مجموعه میدانیم، همین عنوان آن است و بس، به این دلیل که این کتاب نیز در آتشسوزی بزرگ کتابخانه اسکندریه از بین رفت. فهرست نهایی عجایب هفت گانه در قرون وسطا تکمیل شد. این فهرست شامل چشمگیرترین بناهای تاریخی جهان باستان بود که از بعضی، شواهد بسیار اندکی در دست بود و تعدادی نیز اصلاً باقی نمانده بودند. آثار کنده کاری هنرمند هلندی مارتن ون هیمسکرک (Marten Van Heemskerck) و کتاب تاریخ معماری یوهان فیشر ارلاخ (Johann Fischer von Erlach) از قدیمیترین منابعی هستند که در آن به این فهرست عجایب هفت گانه اشاره شده است. شواهد باستانشناسی از بسیاری از اسرار تاریخی که قرنها عجایب هفت گانه را احاطه کرده بودند، پرده برداشته است. عجایب هفت گانه برای سازندگانشان نمادهایی از مذهب، اسطوره شناسی، هنر، قدرت و علم بودند و برای ما، آنها شواهدی از توانایی انسان هستند. از زمانهای بسیار قدیم تا کنون، فهرستهای متعدد و متفاوتی از عجایب هفتگانه به نگارش درآمده است. فهرست اروپا-محور مذکور بدین قرار است: فانوس دریایی اسکندریه هفتمین مورد عجایب هفتگانه جهان است که در مصر قرار داشت. برجی که بر فراز آن آتشی روشن میکردند تا شبها راهنمای ناخدایان برای رسیدن به بندر اسکندریه باشد. این برج در جزیره کوچک فارو بنا شده بود و دلیل کاربرد کلمه فار به معنای چراغ دریایی برای نامیدن این نوع ساختمانها که چراغ راهنمایی برای کشتی است همین مسأله است. برج دریایی اسکندریه در زمان سلطنت جانشین اسکندر یعنی بطلمیوس دوم (۳۰۷ - ۲۴۷ قبل از میلاد) به وسیله معماری به نام سوسترات ساخته شد. آنچه تاریخ در باره ارتفاع برج ذکر کرده است باور کردنی نیست. یونانیها میگویند این برج در حدود ۲۷۲ متر ارتفاع داشته، ولی اعراب که ۱۰ قرن بعد قدم به مصر گذاردند گفتهاند ارتفاع خرابه برج به ۱۶ متر میرسیده است. این برج روی پایهای چهار گوش بنا شده بود که ۶۹ متر ارتفاع داشت. روی این پایه، برج با مقطعی هشتضلعی و ۳۸ متر ارتفاع قرار داشت و برج ۹ متری دیگر روی آن بنا شده بود که بر فراز برج اخیر فانوس دریایی پرتو افکن بود. این برج تا قرن ۱۲ راهنمای کشتیها بود ولی در سال ۱۳۷۵ میلادی بر اثر زلزله شدیدی که در اطراف اسکندریه روی داد از بین رفت و از خرابههای آن نیز چیزی باقی نمانده است. هرم بزرگ جیزه (اسامی دیگر: هرم خوفو، هرم خئوپس) در مصر از عجایب هفتگانه جهان و در واقع تنها بازمانده این هفت بنای اعجاب آور جهان باستان به شمار میآید. پندار بر اینست که این هرم آرامگاه فرعون خوفو از دودمان چهارم بوده است. از اینرو به این هرم، هرم خوفو هم گفته میشود. چگونگی ساخت این هرم در مصر باستان هرگز به طور قاطع معلوم نشده و درباره آن دیدگاههای گوناگونی وجود دارد. بنا به گفته هرودوت، تاریخنگار یونان باستان، بنای هرم ۳۰ سال طول کشیده است و صدهزار برده برای ساختن آن به کار گرفته شدهاند. نظریه دیگری نیز سازندگان هرم را کشاورزانی عنوان کرده است که به دلیل طغیان رود نیل در فاصله ماههای تیر تا آبان، به کار ساختمان میپرداختند و برای آن دستمزد میگرفتند. طغیان رود به حمل و نقل سنگهای بنا نیز کمک میکرد. این سنگها از راه دور آورده میشدند و هریک حدود ۵٫۲ تن وزن داشتند. زمان ساخته شدن هرم سالهای ۲۵۸۹ تا ۲۵۶۶ پیش از میلاد تخمین زده شده است و بیش از ۲٬۳۰۰٬۰۰۰ بلوک سنگی در آن به کار رفته و ارتفاع آن ‐ پس از از بین رفتن ۹ متر از بخش بالای آن ‐ هم اکنون به ۱۴۰ متر میرسد. این هرم بزرگترین و کهنترین هرم جیزه به شمار میآید. غول رودس نام تندیسی است از هلیوس (Helios) ‐ خدای خورشید ‐ که بقولی در ورودی بندر شهر رودس در یونان، قرار داشته است و به همین دلیل به غول رودس معروف گشتهاست. این تندیس، علی رغم اینکه پس از ساخته شدن تنها ۵۶ سال پابرجا بود، از سوی غربیان به عنوان یکی از عجایب هفتگانه جهان اعلام شده است. بنا به گفته تاریخنگاران این تندیس عظیم حتا در زمانی که بر روی زمین افتاده بود هم بسیار شگفت انگیز بود. این غول تنها یک تندیس عظیم نبود بلکه نماد اتحاد مردم رودس به شمار میرفت. یونان باستان در بیشتر دوران تاریخی خود، شامل ایالاتی با قدرت محدود بوده است. جزیره رودس شامل سه ایالت یالیسوس (Ialysos)، کامیروس (Kamiros) و لیندوس (Lindos) بوده است. در ۴۰۸ پیش از میلاد، این شهرها با هم متحد شده و یک قلمرو با پایتخت واحد به نام رودس، به وجود آوردند. این شهر از نظر اقتصادی بسیار پیشرفته بود و با مصر مراودات تجاری داشت. در سال ۳۰۵ قبل از میلاد آنتیگونیهای مقدونیه، رودس را محاصره کرد تا این ارتباط تجاری را از بین ببرد. آنها هرگز موفق نشدند به داخل شهر نفوذ کنند و پس از امضای قرارداد صلح در سال ۳۰۴ قبل از میلاد، آنتیگونیها محاصره را ترک کردند و مقدار هنگفتی جنگ افزارهای گرانبها برجا گذاشتند. اهالی رودس این غنایم را فروختند و به افتخار اتحاد خود، با پول آن تندیس عظیم را بنا کردند. ساختن این تندیس ۱۲ سال طول کشید و در سال ۲۸۲ قبل از میلاد به پایان رسید. سالها این تندیس در ورودی بندر پابرجا بود تا زمینلرزه شدیدی به شهر آسیب فراوان رساند و تندیس را از ضعیفترین بخش آن - زانوهای غول - شکست. امپراتور مصر هزینه تعمیر آن را به عهده گرفت اما یک پیشگو، عمل بازسازی را منحوس خواند و در نتیجه پیشنهاد امپراتور پذیرفته نشد. باقیماندهٔ تندیس بیش از ۸۰۰ سال بر خاک افتاده بود تا اینکه عربها به فرماندهی معاویه پسر ابوسفیان، در سال ۶۵۴ پس از میلاد مسیح به رودس هجوم بردند. آنها بقایای تندیس را از هم باز کردند و به یک بازرگان یهودی اهل سوریه فروختند. گفته شده است که ۹۰۰ شتر این بار عظیم را به سوریه حمل کردند . با توجه به ارتفاع تندیس و عرض دهنه بندر، تصور قرار گرفتن مجسمه با پاهای گشوده بر دو طرف ورودی بندر، غیر ممکن به نظر میرسد و از آنجایی که تندیس پس از سقوط موجب گرفتگی مسیر بندرگاه نشده است، به نظر میرسد که تندیس یا بر روی سمت شرقی دماغه بنا شده بوده یا اصولا بیش از آنچه گفته میشود از آب دور بوده است. هر چه بوده، مسلم است که غول با پاهای گشوده بر دو سمت ورودی بندر نایستاده بوده است. پروژه ساخت تندیس به چارز اهل لیندوس (Chares of Lindos) تندیسگر سپرده شده بود. برای این کار، کارگران او قطعات برنزی روی تندیس را قالب ریزی میکردند. پایه تندیس از مرمر بوده و پاها تا مچ آن ابتدا ساخته و محکم شده است. ساختار تندیس به تدریج با قرار گرفتن قطعات برنز بر روی چهارچوبی از آهن و سنگ، پدیدار میشد. یک خاکریز بلند برای دسترسی پیدا کردن به بخشهای بالایی تندیس، در اطراف آن ساخته شد که پس از پایان کار برچیده شد. تندیس در پایان ۳۳ متر ارتفاع داشت که بر روی پایههای مرمرین به بلندی ۱۵ متر قرار گرفت. گفته میشود عده کمی میتوانستند دو دست خود را بر دور انگشت شست او حلقه کنند. باغهای معلق بابل یا باغهای معلق سمیرامیس و دیوارهای بابل (عراق کنونی) یکی از عجایب هفتگانه میباشد. هردو این آثار ظاهراً به دستور بختالنصر دوم (نبوچادنزار دوم NebuchadnezzarII) در حدود سال 60 قبل از میلاد ساخته شده است. این آثار در نوشته های مورخان یونانی مانند استرابو و دیودوروس سیکولوس ذکر شده است ولی همچنان در مورد وجود آنها ابهاماتی هست. در حقیقت در هیچ یک از نوشته های بابلی در مورد وجود این باغ مطلبی ذکر نشده است. در طول قرنها این منطقه با باغهای نینوا درآمیخته ولی در حکاکی های موجود در آن نواحی روش های انتقال آب رودخانه فرات به ارتفاعی که برای این باغها احتیاج بوده است آورده شده است. این باغها برای خوشحال کردن همسر بختالنصر که بیمار بوده است ساخته شده اند. آمیتیس دختر شاه ماد با بختالنصر ازدواج کرد تا میان دو قوم صلح پایدار برقرار گردد. سرزمین ماد که آمیتیس از آن می امد سرزمینی سرسبز و کوهستانی و پوشیده از گیاهان و درختان مختلف بود ولی سرزمین بابل در منطقه ای مسطح و فلاتی خشک قرار گرفته بود. یکی از دلایل بیماری آمیتیس هم دوری او از سرزمین خوش آب و هوای خود بود بنابراین بختالنصر تصمیم گرفت باغهای معلق بابل را در ارتفاع برای همسر خود بسازد. کلمه معلق که برای این باغها استفاده می شود در حقیقت به این معنی نیست که باغها بوسیله طناب یا ریسمان به یکدیگر متصل بوده اند بلکه احتمالاً ترجمه اشتباه کلمه ای یونانی به معنای تراس یا بالکن بوده است. استرابو در قرن اول قبل از میلاد می نویسد: تراسها در طبقاتی روی یکدیگر واقع شده بودند و هرکدام دارای ستونهای سنگی مکعب شکل توخالی بوده اند که توسط گیاهان پوشیده شده بود. تحقیقات بیشتر در منطقه بابل منجر به یافتن پایه های این ستون ها شده است. این آرامگاه میان سالهای ۳۵۳ تا ۳۵۰ پیش از میلاد برای پادشاه ایرانی آن محل که ماسول (به یونانی: Μαύσωλος) نام داشت ساخته شد. محل ساخت آن هالیکارناسوس (بودروم امروزی در ترکیه) است. آرامگاه آرتمیس دوم کاریا که خواهر و همسر ماسول بود نیز در همین ساختمان است. هفت عدد مقدس : 1) هرم خﺌپوس 2) باغهاي معلق بابل 3) پيكره زﺌوس در المپيا 4) معبد ارتميس 5) ارامگاه موزولوس 6) مجسمه غول پيكر رودوس 7) فانوس دريايي اسكندريه هفت چه ويژگيهايي دارد؟ در فلسفه و نجوم مصريان و بابليها, عدد هفت به عنوان مجموع هر دو" عدد زند گي " سه وچهارجايگاه ويژه اي داشت:پد ر و مادر و فرزند, يعني سه انسان پايه و اساس زند گي هستندو عدد چهار مجموع چهار جهت اسمان و باد است. كه از انها باران زند گي زا ميبارد و كشتزارها را بارور مي سازد.براي فيلسوف و رياضيدان يوناني "فيثا غورث" نيز عدد هفت,مفهوم ويژه خود را داشت.كه از مجموع دو عدد سه و چهارتشكيل مي شود:مثلث و (به عنوان مجموع سه و چهار براي انها مقدس بود.يهوديان قديم نيز براي عدد هفت معناي ويژه اي قا ﺌل بودند: در كتاب اوا عهد عتيق امده است كه خدا وند جها ن را در شش روز خلق كرده است, در روز هفتم روز سبت ( روز شنبه و روز تعطيل يهوديان) خالق به استراحت پرداخت.موسي در ده فرمان خود از پيروانش مي خواهد كه اين روز ارامش را گرامي بدارند.به اين ترتيب بود كه از دوران باستا ن هفت گانه هاي بيشماري تشكيل شدند يونانيان باستان همه ساله هفت تن ازبهترين هنرپيشگان نقشهاي سنگين و غمناك و نقشهاي طنز و كمدي راانتخاب مي كردند.انها مانند روميهاي باستان به هنر هفت احترام مي ﮒذاشتند.روم بر روي هفت تپه بنا شده بود. در تعليمات كليساي كاتوليك هفت گناه كبيره (غرور,ازمندي , بي عفتي , حسد , افراط, خشم, كاهلي) و هفت پيمان مقدس(غسل , تعميد, تسليم و تصد يق, تقديس بلوغ , ازدواج, استغفار و توبه, غسل قبل از مرﮒ با روغن مقدس ,در امدن به لباس روحانيون مسيحي ) وجود دارد. براي پي روان محمد (ص) اخرين مكان عروج, اسمان هفتم محسوب ميشود . در ششم تير ماه هر سال , روز ( هفت انسان خوابيده ) مسيحيان ياد ان هفت برادري را كه در سال 251 بعد از ميلاد, براي عقيده و ايمان خود, زنده زنده لاي ديوار نهاده شدند , گرامي ميدارند. مردم عامي مي گويند اگر در اين روز باران ببارد, به مدت هفت هفته بعد از ان هوا بد خواهد بود.انگاه انسان بايد هفت وسيله مورد نيازش رابسته بندي كند و با چكمه هاي هفت فر سخي خود به ان دورها سفر كند. صورت فلكي خوشه پر وين يا ثريا به عنوان ( هفت ستاره معروف است ) , در حالي كه حتي با چشم غير مسلح مي توان در اين صورت فلكي تا يازده ستاره را ديد. در افسانه ها نيز با هفت سحر اميز بر خورد مي شود : سوار ريش ابي هفت همسر داشت ,سفيد برفي با هفت كو توله خود پشت هفت كوه زندگي مي كرد, هفت سوسك به همان اندازه قهرمان كميك شجاعي بودند كه درزي شجاع كوچك كه هفت مگس را با يك ضربه ميزد و به همين ترتيب تعداد بيشماري هفتگانه در تمام دنيا وجود دارد. چه كسي براي اولين بار عجايب هفتگانه جهان را به قلم كشيد ؟ يكي از هفتگا نه هاي عجيب جهان به نويسنده فنيقي (انتيپاتروس) سيدوني (سده دوم قبل از ميلاد)نسبت داده مي شود . كتاب او به هر حال نه داراي ديدگاه فلسفي بود و نه يك كتاب هنري محسوب مي شد, بلكه فقط راهنماي ساده براي سفر در عهد باستان بود. انتيپاتروس در سفرهايش اگر اصلا خود به اين سفرها رفته باشد و فقط بر اساس شايعات گزارش نكرده باشد عموما راههاي تجاري معروف ان زمان را دنبال مي كرد او فقط يكي از عجايب هفتگانه را در يونان يافت : پيكره زﺌوس اثر فيدياس در المپيا . او در اسياي صغير معبد ارتميس د ر افسوس و ارامگاه شاه مازولوس را در جزيره رودس و مجسمه غول پيكري را كه مجسمه هليوس خداي خورشيد بود را در افريقا و فانوس دريايي اسكندريه و هرم خﺌپوس در شهرگيزه و بالا خره در اسياي دور باغهاي معلق ملكه سميراميس را در بابل توصيف كند + نوشته شده در جمعه 1386/07/06 10:42 قبل از ظهر توسط هیراد |
|